تبليغاتX
احمد شاملو - بخش سوم:نفرت از مردم
زندگینامه(بیوگرافی) واثارشاعر

بسياري از كارگزاران روشنفكري بيمار سعي دارند تا كارنامه فعاليت‌هاي احمد شاملو را شاعري اجتماعي و متعهد كه مردم در شعرش جايگاهي خاص دارند. معرفي كنند. اما نگاهي به سوابق و حرف و سخن‌هاي خود او نشان مي‌دهد كه وي هيچگونه اهميتي براي مردم قائل نيست و از اينكه گاهگاه هم شعري براي مردم گفته، ابراز پشيماني مي‌كند. مصاحبه شاملو با مجله فردوسي مؤيد اين ادعاست:«شعرها يا خوبند يا مزخرف اگر مزخفرند كه چاپ كردن ندارند، و اگر خوبند، كه حيف شعر خوب براي مردم ...من يك لاكي دارم و خزيده‌ام توش. من به هيچ چيز در زندگي اعتقاد ندارم.»(1)

او حتي به مردم توهين روا مي‌دارد و در همين مصاحبه مي‌گويد:«... مردمي كه يك زمان خوف انگيزترين عشق من بودند، مرا از گند، عفونت و نفرت سرشار كرده‌اند.چقدر آروز مي‌كردم كه زندگانيم ـ بهر اندازه كوتاه ـ سرشار از زيبايي باشد. افسوس مي‌خورم كه گند و تاريكي ابتذال و اندوه همه چيز را در خود فرو برده است ... تنها آرزويي كه برايم باقي مانده اين است كه پس از مردن، لاشه مرا در گورستان عمومي دفن نكنند. بگذاريد دستكم پس از مرگ آرزوي من، به دور ماندن از مردم و پليديهايشان برآيد. مردمي كه از ايشان متنفرم ... من وظيفه‌اي براي خود در قبال اين مردم نمي‌شناسم.»(2)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 مجله فردوسی،شماره757مورخ 13/1/1345.

2 همان.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مرکز مطالعات فرهنگی سیاسی |