تبليغاتX
احمد شاملو - بخش ششم:در عرصه تهاجم فرهنگي
زندگینامه(بیوگرافی) واثارشاعر

با خاموش شدن صداي غرش توپها و خمپاره‌ها و غريو مسلسل‌ها در جبهه‌هاي نظامي، دشمن كه از اين طريق طرفي نبسته بود به عرصه فرهنگي روكرد و تهاجمي وسيع و همه جانبه را عليه بنيادهاي فكري انقلاب آغاز نمود. دشمن در عرصه اين تهاجم يا به تعبير رهبر فرزانه انقلاب، حضرت‌آيت‌الله خامنه‌اي، در اين شبيخون فرهنگي، بيش از هر چيز به روشنفكران تكيه داشت و بدون امداد اين جماعت قادر به پيشبرد برنامه‌هاي خود نبود.بعد از تهاجم نظامي، جريان روشنفكري وابسته، قوي‌ترين جرياني بود كه مي‌توانست توطئه وسيعي را از خارجي و داخل عليه بنيادهاي فكري و فرهنگي انقلاب اسلامي آغاز كند. هشت سال جدال بي‌وقفه در عرصه دفاع مقدس موجب توقف اين جريان شده بود و روشنفكراني كه پرچم اسلاف خويش را در همسو كردن مردم با تاريخ و تمدن غرب به دوش مي‌كشيدند، يا در سكوت و خلوت به انتظار فراهم شدن فرصت نشسته يا به پناهندگي در كشورهاي غربي درآمده بودند بر همين اساس فراهم آوردن امكان بازسازي و تجمع دوباره نيروها و سازمانها و بنيادهاي فرهنگي جريان روشنفكري وابسه و حمايت وهدايت مجامع متمايل به غرب در دستور كار كارگزاران جريان جهاني سلطه قرار گرفت.

احمدشاملو يكي از نخستين افراد جريان روشنفكري بود كه با اين فراخوان امپرياليستي پاسخ مثبت داد و با تمام وجود تلاش در راه تحقق اهداف استعماري غرب را آغاز كرد. سوابق همكاري او با نهادها و جريان‌هاي استكباري غرب در روزگار اقتدار محمدرضا پهلوي و تلاش وي در راه انتشار كتاب جمعه در سالهاي اوليه پيروزي انقلاب اسلامي ـ كه با هدف ايجاد يك مركز و پايگاه براي گردهم آمدن روشنفكران معاند و مخالف با انقلاب اسلامي انجام مي‌شد ـ همه و همه نشان از همسويي و همگامي او با قدرتهاي بيگانه داشت.از اين روي رسانه‌هاي غربي و راديوهاي بيگانه بار ديگر بر روي وي و ساير دوستانش سرمايه‌گذاري كرند و با فراهم آوردن فرصت‌هاي لازم، مانور پيرامون عملكرد اين جريان فرهنگي را آغاز نمودند. از اين زمان به بعد است كه احمد شاملو و ديگر همراهانش را در صف چهره‌ها و شخصيت‌هاي اعزامي به سفرهاي خارج از كشور مي‌بينيم و نامشان را در ليست سخنرانان علمي و دانشگاهي مي‌يابيم و يا يك بنياد به اصطلاح فرهنگي جايزه ويژه خويش را به او اعطاء مي‌كند و اخبار مربوط به آن با آب و تاب در رسانه‌هاي صهيونيستي و نشريات ضد انقلابي درج مي‌شود و برخي مجلات وابسه به اين محافل خود چاپ مي‌كنند. به نمونه‌اي از اينگونه تحريكات و اينگونه جوايز خلق‌الساعه و يا سفارشي توجه كنيد:«جايزه ادبي بين‌المللي نويسندگان آزاده، امسال به احمد شاملو، شاعر و نويسنده ايراني تعلق گرفت و در تاريخ 11 ژانويه 1991 به او تقديم شد. اين جايزه همه ساله از سوي بنياد آزادي بيان به نويسندگان آزادانديش اهدا مي‌شود...»(1)كارگزاران امپرياليستي در راستاي برنامه شخصيت پردازي و اعتبار بخشيدن به احمد شاملو، دامنه تبلغيات در اين مورد را وسعت مي‌دهند و احمد شاملو را به دروغ كانديداي دريافت جايزه نوبل ادبي معرفي مي‌نمايند.اعطاي جوايز ادبي و هنري به روشنفكران و طرح پي در پي اسم و رسم آنان در مطبوعات و محافل غربي بدين جهت صورت مي‌گرفت كه ضمن تقويت اين جريان در ايران، و رخنه در روح و جان جوانان بي‌خبر از همه جا، نهال تفكر معنوي و انديشه اسلامي را از درون بپوسانند.

به هر حال شاملو بدن نگراني از غم نان و نگراني از فراد، از اين كشور به آن كشور و از اروپا به آمريكا مي‌رود و همواره موجي از تبليغات مبالغه‌آميز او را همراهي مي‌كند. به يك نمونه از اين نوع تبليغات مبالغه‌آميز توجه فرماييد:«احمد شاملو شاعر برجسته ما و همسفر فرزانه او آيدا در ماه ارديبهشت امريكا را ترك مي‌كنند. اين سفري پربار براي احمد شاملو و آيدا بود و شايد هيچگاه نه احمد شاملو و نه آيدا و نه مردم اين سفر را كه پي‌آمد بسيار داشت، از خاطر نبردند. احمد شاملو تكيه گاه مردم ايران است و سياستگران ايراني بايد حرمت شاعر بزرگي را كه چشم و چراغ دل مردم ايران است، نگهدارند...»(2)

در اين خبر سعي مي‌شود كه يك شاعر آلوده به انواع ابتذالات و كاملاً غربزده را تكيه‌گاه مردم ايران بنامند و سپس براي مسئولين ايراني رهنمود صادر مي‌فرمايند كه حرمت اين چشم و چراغ و دل ملت ايران را نگهدارند.سفر شاملو به اتريش نمونه ديگري از سفرهاي تبيلغاتي و نمونه‌اي از تلاش محافل استكباري در راه شخصيت‌پردازي از اوست. كوشش براي اينكه از شاملو يك هنرمند برتر و به اصطلاح «سوپراستار» بسازند و جوانان نوخاسته و فاقد تجربيات عيني و عملي اين آب و خاك را به دنباله روي از او تشويق كنند.شاملو و همسرش آيدا پس از اقامتي طولاني به اتريش مي‌روند و يك هفته در اين كشور اقامت مي‌كنند و ميزبان آنان، ظاهراً مهدي اخوان لنگرودي شاعر نوپردازي است كه گويا اينك در شهروين به تجارت فرش مشغول است.

كارگزاران تبليغاتي در داخل كشور براي اينكه در عرصه اين شخصيت‌پردازي كاذب به حداكثر بهره‌برداري برسند، ماجراي اين سفر و جزئيات اقامت شاملو در اتريش را در كتابي گرد آوردند و چندي قبل توسط يكي از ناشران داخلي انتشار دادند. اين كتاب ظاهراً به قلم مهدي اخوان لنگرودي است. اما برخي از اهالي قلم و آنان كه با شيوه‌هاي نگارش شاملو آشنايي دارند، بر اين باورند كه اين كتاب را خود شاملو نوشته و يا نوشته اخوان لنگرودي بازنويسي كرده است.به طور كلي اگردر زندگي احمد شاملو دقت كنيم مي‌بينيم كه همواره او از حمايت رسانه‌هاي وابسته به بيگانه در خارج و برخي غرب‌زدگان داخل كشور برخوردار بوده است و هميشه اينگونه رسانه‌ها مي‌كوشند تا از شاملو يك «قهرمان» بسازند. اين جريان مي‌كوشد تا در همه جا شايع سازد كه احمد شاملو شديداً تحت نظر است و آزادي هيچگونه فعاليت فرهنگي و اجتماعي را ندارد. در حالي كه او از نهايت آزادي‌ها در اين سرزمين برخوردار است. مطبوعات داخلي با درج اخبار و گزارشهايي پيرامون فعاليت‌ها و سفرهاي وي به خارج وداخل كشور مطالبي را به چاپ مي‌رسانند و مجموعه شعر و نوار كاست اشعارش را به بازار عرضه مي‌نمايند، و اخيراً برخي از اشعار و ترانه‌هاي خود را به قيمت‌هاي گزاف به آهنگسازان فروخته و سرودهايي با اشعار او مرتباً از صدا و سيما پخش مي‌شود و در شرايطي كه وي و برخي از نشريات هواداروي دم از محدوديت حضور او در عرصه فرهنگ مي‌زنند نشريات دولتي نيز با بذل و بخشش به تجليل يكسويه از وي مي‌پردازند، به طور مثال هفته‌نامه ايران جوان زيرمجموعه روزنامه ايران و خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران يك صفحه كامل خود را به تجليل از كتاب جديد وي اختصاص مي‌دهد و مي‌نويسد:«متبرك باد نام تو ... ما با روشنايي كه شاعر به چشممان داده است، دوره مي کنيم شب را و روز را و هر بار تازه مي‌شويم به جادوي شعر او كه «بامداد» شعر ايران است تا هميشه...»(3)

در ارديبهشت ماه سال 1378 سفير سوئد در تهران در گفت‌و گويي اختصاصي با گروه ادب و هنر روزنامه نشاط اعلام كرد، جايزه «استيگ داگرمن» به احمد شاملواعطاء می شود.(4) این خبررا روزنامه های دولتی از جمله روزنامه دولتی ایران درکنارچاپ عکس بزرگی ازشاملو ، در صفحه اول خود به چاپ رساند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ماهنامه دنیای سخن،شماره 39،مورخ اسفندماه 1369،ص 18.

2 نشریه ضدانقلابی سیمرغ چاپ امریکا،شماره 21،سال 1370.

3 مجله ایران جوان،مورخ 20/1/1377 وروزنامه خرداد،مورخ 1/4/1378.

4 هفته نامه نیمروز،چاپ خارج از کشور،شماره 535،مورخ 24/2/1378.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مرکز مطالعات فرهنگی سیاسی |